دوشنبه ۳۰ فروردین ۸۹ | ۱۴:۰۰

بسیج دانشجو و طلبه؛ آنچه که نیست

نقد بسيج در شرايط جنگ نرم دشمن بسيار دشوار است، آن هم براي دلب بستگان بسيج و در شرايطي كه ضرورت وجودي بسيج در تقابل با استكبار و صهيونيسم و اسلام امريكايي با انقلاب اسلامي آشكار شده است اما از آن جا كه معتقديم امروز نظام و انقلاب و دانشگاه و حوزه اسلامي بيش از هميشه به بسيج دانشجو وطلبه در صراط مستقيم انقلاب نيازمند است، نقد سازمان ضروري به شمار مي آيد.


1-      نقد بسيج در شرايط جنگ نرم دشمن بسيار دشوار است، آن هم براي دلب بستگان بسيج و در شرايطي كه ضرورت وجودي بسيج در تقابل با  استكبار و صهيونيسم و اسلام امريكايي با انقلاب اسلامي آشكار شده است اما از آن جا كه معتقديم امروز نظام و انقلاب و دانشگاه و حوزه اسلامي بيش از هميشه به بسيج دانشجو وطلبه در صراط مستقيم انقلاب نيازمند است، نقد سازمان براي رفع معضلات و تبديل ان به كانون حقيقي رشد و اشاعه تفكر بسيجي و اسلام ناب جزو موارد ضروري به شمار مي آيد. تا بسيج از همه ظرفيت هاي ممكن خويش استفاده كند.
2-      امام خميني در 2 آذر 67 در پيام براي تشكيل بسيج دانشجو و طلبه ضمن خواندن آن بيه عنوان ضروري ترين تشكل‏ ويژگي ها و وظايفي چند براي آن برشمردند. «روحيه ي شهادت و رشادت و كار گمنام براي انقلاب اسلامي‏، ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامى، خلوص و صفا‏، كانون هوشياري و عدم غفلت از توطئه هاي دشمن، تسلیح  به سلاح پولادين صبر و ايمان براى شكستن امواج طوفانها و فتنه‏ها و جلوگيرى از سيل آفتها، حركت در خط اسلام ناب محمدى و مخالف با استكبار و پول پرستى و تحجرگرايى و مقدس نمايى، فراگیر سازی بسیج ذو تفكر بسيجي، آموزش فنون دفاعی و نظامی، طنین اندازی تفکر بسیجی بر کشور و به تبع آن رویکرد تهاجمی داشتن و پرهيز از انفعال، تداوم قدرتمندانه انقلاب، دفاع  با تمام توان در دانشگاه و حوزه  از انقلاب و اسلام، پاسداری اصول تغييرناپذير «نه شرقى و نه غربى»، اتحاد و يگانگى، جلوگیری از نفوذ ايادى امريكا و شوروى در دانشگاه و حوزه، عهده داری مسائل اعتقادى، ارائه  چهارچوبهاى اصيل اسلام ناب محمدى، تفكر براي ايجاد حكومت بزرگ اسلامى، تشکیل هسته‏هاى مقاومت در تمامى جهان و تسري بسيج به دنيا، ایستادگی در مقابل شرق و غرب، مديريت صحيح و خوب برای فاتح جهان نمودن اسلام‏، تداوم راه انقلاب، فداکاری برای انقلاب اسلامى در جهان، فراهم اوردن زمینه اثبات امکان زندگى‏ مسالمت آميز توأم با صلح و آزادى بدون ابرقدرت ها، حضور در صحنه، قطع ريشه ضد انقلاب در تمامى ابعاد.»
3-      مقام معظم رهبري نيز علاوه بر تاكيد بر نقاط مورد نظر امام در جلسات مختلف وظايف متعددي براي بسيج دانشجويي و دانشجويان بسيجي برشمرده اند‏، آماده سازي خود براي شركت در پيشرفت مادي و معنوي كشور‏، افروختن چراغ هدايت در دل خود و محيط دانشگاه، بهره برداري از جواني براي خودسازي، پيش برد پيكار فرهنگي، علمي و عقلاني، تمسك به سلاح ايمان صادقانه/منطق مستحكم/عزم پولادين، حضور در عرصه دفاع نظامي/ مناقشه بر سر هويت ملي و سياسي كشور‏/اهانت و تحقير فرهنگ و اعقتادات ملت/احساس عقب ماندگي از قافله دانش جهاني/ ترميم پايه هاي زندگي مطلوب و عادلانه در كشور/ تهاجم فكري و فرهنگي دشمنان با ابزار فوق مدرن، تفكر و توليد علم‏ ضمن ورود به ميدان هاي چالش برانگيز/ تجربه و تحليل مسائل/ شناسايي و گزينش  افكار، امادگي براي حضور در عرصه مبارزه با استكبار، براوردن نيازهاي انقلاب در هر زمان و از هر نوع، داراي ظرفيت براي هوشياري كامل و تحليل فراجناحي، كار تئوريك و تربيت دانشجويان با ذهن روشن/ زبان گويا/ ابتكار بالا، جهاد علمي، ايجاد زمينه خودساري براي دانشجويان بسيجي‏، تجدد طلبي مطلوب اسلام، تعميق تفكر اسلامي‏، عدالت طلبي ضمن ، تقويت خصوصيات اساسي دانشجويان بسيجي مثل شجاعت و غيرت ديني/ دانايي و تفكر/ نياز شناسي/ خلاقيت ابتكار و جوشش ذهني/ مطالبه حق، پرهيز از محافظه كاري/ هوشياري كامل/تحليل فراجناحي در ورود به سياست، پرهيز از تنبلي، هوشياري با رعايت پرهيز از تكميل پازل دشمن/ اهتمام كامل و عدم سهل انگاري/ پرهيز از عمل در موضع ابهام و… را بر شمردند و تصور و تلقي از بسيج دانشجويي به عنوان يك مجموعه نظامي را نفي كردند.
4-      اما:
1.      تفكيك بسيج دانشجو از طلبه آن را از وظيفه اصلي و آرماني خويش منحرف كرد و ضمن گرفتن پويايي هر دو بخش ان وظيفه اتحاد و يگانگي دانشگاه و حوزه را به حالت تعطيل درآورد.
2.      عدم انتقال دادن اين وظايف، پشتوانه و ارمان به دانشجويان بسيجي  و فروكاستن وظايف بسيج به مقابله انفعالي و نه فعال تهاجمي با دشمن و منحرفين در دانشگاه ها و به تبع ان تحجر و محافظه كاري گريبانگير اين شجره طيبه شد. و به تبع آن سيطره نيروهاي امنيتي و بولتن هاي حاوي اخرين اقدامات منحرفين و كد دادن امنيتي بر آموزش هاي بسيج و سخنران هاي ان به چهره هاي فكري و فرهنگي اصيلي كه چهارچوب هاي اصيل اسلام ناب محمدي را بشكافند و اصول به دست دانشجوي بسيجي بدهند چربيد.
3.      غير دانشجويي اداره شدن سازمان بسيج دانشجويي و استفاده از نيروهاي ثابت و كارمندي كه با وجود اخلاص، كارآمدي لازم را ندارند موجب شد كه بيلان كاري، عدم درك ضرورت هاي محيط دانشجويي، ماندن بسيج در نوستالوژي جنگ، رويكرد انفعالي و محافظه كاري بر روح سازمان بسيج سايه بيفكند و ديوان سالاري سازمان ناكارامد بر روح آرماني – كه به واسطه پيوند مبارك با سپاه با آن سابقه مبارك انقلابي مي توانست بر بسيج سايه بيفكند- چيره شد.
4.      نيروهاي اداري كه بعضا حتي قوت نيروهاي كف دانشگاه تشكل ها را نداشتنند و تنها هنرشان بولتن خواني و گزارش گيري و گزارش دهي بود و چه بسا در بخش هايي مثل تداركات و لجستيك و پشتيباني توانايي بيش تري داشتند تا مديريت مواجهه فكري و فرهنگي هم قوت و پويايي بسيج را گرفتند، هم به دليل نداشتن يك تصوير روشن نيروسازي بسيج را مختل كردند و هم به علت نداشتن ظرفيت فكري و فرهنگي قدرت همراهي با بسيجيان را نداشتند و بسيار نيروها و استعدادها كه به علت همين هم طرازي يا سوختند، يا مجبور شدند به سراغ كارهاي بي اولويت و روتين بروند و يا ناچار به ترك بسيج و فعاليت در تشكل ها و محيط هاي ديگر شدند.
5.      القاي تلقي غلط از رابطه امت و امامت و امكان خطا و چيدن بروكراسي پرپيچ و خم سبب شد تا بسيجيان از حضور در صحنه ها باز مانده و قدرت اقدام فعال را از دست بدهند، و هر گاه كه دكمه و اجازه عمل(كه با هزاران مصلحت انديشي خيالي ديوان سالاري حاكم دايره آن نيز بسيار محدود شده بود) توسط همين نيروهاي اداري فعال شد به صورت مكانيكي وارد صحنه شوند و از سوي ديگر به جاي وجهه فرهنگي، فكري، جهادي، سياسي و علمي، بسيج دانشجويي وجهه امنيتي و اطلاعاتي به خويش بگيرد. از صحبت هاي رهبري بولتن و مقاله تهيه شد اما روح سخنان و پي گيري دقيق آن و عملياتي كردن آن صورت نگرفت و فوج فوج بولتن و نشريات روتين بي ارتباط با فضا راهي سطل هاي بازيافت كاغذ در دانشگاه و دفاتر بسيج گرديد.
6.      اين سازمان گرايي موجب شده كه بسيج از تربيت انسان انقلاب اسلامي كه هدف انقلاب و نظام اسلامي است باز بماند و بسيج به مثابه به يگان مشمولين عمل كند. علاوه بر آن زندگي سازي براي بسيجيان نيز در چهارچوب وظايف بسيج نگنجيد.
7.      بسيجي امنيتي و انتظامي به جاي ارائه چهارچوب هاي اسلام ناب و پيوند خوردن با فعالان فكري و فرهنگي جبهه انقلاب، از ارتباط چهره به چهره با جامعه و دانشگاه باز ماند و دچار لكنت زبان در انتقال مفاهيم انقلابي شد و استفاده از ابزارهاي فرهنگي و هنري در آن كاملا مطرود گشت و بسيجي بي مطالعه كه صرفا در برحه هاي حساس تشخيص داده شده به وسيله بروكرات هاي حاكم بر آن اجازه فعاليت و حضور داشت، به يك نيروي سياست زده بدل شد كه فعاليت سياسي آن نيز نه بر اساس ارائه اصول به بسيجيان كه به حمايت ضمني از گروه هاي سياسي بدل شد. بسياري از مخاطبين بسيج با فربه شدن سياست زدگي از ان روي گردان شدند و ضمن جزيره شدن بسيج و بسيجي ها نسبت به دانشجو و دانشگاه و ناتواني از برقراري ارتباط با آن فرصت حضور بسيج در دانشگاه كه مي توانستن به واسطه ارتباط مبارك ان به بدنه سپاه به پيوند سپاه و دانشگاه و استفاده تحقيقاتي و علمي و دادن پروژه به دانشگاه براي سپاه و دميدن روح جهاد و تعهد از سپاه به دانشگاه شود به ديوار بلند بي اعتمادي تبديل شد كه تنها سودبرندگان از ان ضد انقلاب لانه كرده در اين حاشيه امن در محيط دانشگاه شدند براي تخريب اساس انقلاب اسلامي و نيروهاي برآمده از ان.
8.      بسيج كه تبديل به واحد برگزاري مراسمات، دفتر اجراي همايش هاي بيلان كاري،  واحد برگزاري اردوهاي جنوب، مشهد، رامسر، مشهد و… برگزاري نمايشگاه هاي روتين و  صد البته انبار كيك و سانديس گرديده بود پيوند با مردم و جامعه و ساير اقشار بسيج كه قرار بود عهده داري اعتقادي آنان به عهده بسيج باشند را از دست داد و برخوردهاي منفعلانه نه تنها توانايي فراگيرسازي بسيج در داخل كشور و فراتر از مرزها را از  بسيجيان گرفت كه آن ها را به نيروي منفعل در مقابل انجمن(پياده نظام جريان چپ در دانشگاه ها) تبديل كرد.
9.      دوره هاي آموزشي يك طرفه بدون دادن منظومه ارزشي و آرماني اصلي بسيج –ضمن ارائه بعضي آموزش هاي لازم- توانايي به حركت درآوردن خودجوش بسيجيان را نداشت و به پاسخ به شبهات، جنگ رواني‏ و… محدود شد و صد البته سخنراناني نيز كه از اين چهارچوب فراتر رفته بودند-حتي با سابقه طولاني بسيجي و سپاهي بودن- جزو ليست سياه بروكرات هاي حاكم بر آن قرار گرفتند.
5-      اين آسيب شناسي كلي نه به معناي نفي راه هاي رفته و اقدامات مثبت بسيج و نديدن نقاط قوت است كه اگر بسيج دانشجويي نبود و در لحظه هاي حساس تاريخي ضمن تحمل تحقيرها و هزينه ها از انقلاب دفاع نمي كرد امروز ممكن بود جمهوري اسلامي در كار نباشد، و نه به معناي نفي وجود اقدامات مثبت و استثنائات به ويژه در بعضي دانشگاه ها اما به اين معنا هست كه از 100 درصد ظرفيت بسيج استفاده نمي شود و حتي 10 درصد توانمندي هاي بسيج و بسيجيان به ميدان نمي آيد. بازخواني وظايف بسيج دانشجو و طلبه از زبان رهبر انقلاب و امام راحل فرصت خوبي براي طي كردن راه هاي نرفته است.
منتشر شده در پرونده بسيج دانشجويي شماره 38 پنجره

1-      نقد بسيج در شرايط جنگ نرم دشمن بسيار دشوار است، آن هم براي دلب بستگان بسيج و در شرايطي كه ضرورت وجودي بسيج در تقابل با  استكبار و صهيونيسم و اسلام امريكايي با انقلاب اسلامي آشكار شده است اما از آن جا كه معتقديم امروز نظام و انقلاب و دانشگاه و حوزه اسلامي بيش از هميشه به بسيج دانشجو وطلبه در صراط مستقيم انقلاب نيازمند است، نقد سازمان براي رفع معضلات و تبديل ان به كانون حقيقي رشد و اشاعه تفكر بسيجي و اسلام ناب جزو موارد ضروري به شمار مي آيد. تا بسيج از همه ظرفيت هاي ممكن خويش استفاده كند.
2-      امام خميني در 2 آذر 67 در پيام براي تشكيل بسيج دانشجو و طلبه ضمن خواندن آن بيه عنوان ضروري ترين تشكل‏ ويژگي ها و وظايفي چند براي آن برشمردند. «روحيه ي شهادت و رشادت و كار گمنام براي انقلاب اسلامي‏، ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامى، خلوص و صفا‏، كانون هوشياري و عدم غفلت از توطئه هاي دشمن، تسلیح  به سلاح پولادين صبر و ايمان براى شكستن امواج طوفانها و فتنه‏ها و جلوگيرى از سيل آفتها، حركت در خط اسلام ناب محمدى و مخالف با استكبار و پول پرستى و تحجرگرايى و مقدس نمايى، فراگیر سازی بسیج ذو تفكر بسيجي، آموزش فنون دفاعی و نظامی، طنین اندازی تفکر بسیجی بر کشور و به تبع آن رویکرد تهاجمی داشتن و پرهيز از انفعال، تداوم قدرتمندانه انقلاب، دفاع  با تمام توان در دانشگاه و حوزه  از انقلاب و اسلام، پاسداری اصول تغييرناپذير «نه شرقى و نه غربى»، اتحاد و يگانگى، جلوگیری از نفوذ ايادى امريكا و شوروى در دانشگاه و حوزه، عهده داری مسائل اعتقادى، ارائه  چهارچوبهاى اصيل اسلام ناب محمدى، تفكر براي ايجاد حكومت بزرگ اسلامى، تشکیل هسته‏هاى مقاومت در تمامى جهان و تسري بسيج به دنيا، ایستادگی در مقابل شرق و غرب، مديريت صحيح و خوب برای فاتح جهان نمودن اسلام‏، تداوم راه انقلاب، فداکاری برای انقلاب اسلامى در جهان، فراهم اوردن زمینه اثبات امکان زندگى‏ مسالمت آميز توأم با صلح و آزادى بدون ابرقدرت ها، حضور در صحنه، قطع ريشه ضد انقلاب در تمامى ابعاد.»
3-      مقام معظم رهبري نيز علاوه بر تاكيد بر نقاط مورد نظر امام در جلسات مختلف وظايف متعددي براي بسيج دانشجويي و دانشجويان بسيجي برشمرده اند‏، آماده سازي خود براي شركت در پيشرفت مادي و معنوي كشور‏، افروختن چراغ هدايت در دل خود و محيط دانشگاه، بهره برداري از جواني براي خودسازي، پيش برد پيكار فرهنگي، علمي و عقلاني، تمسك به سلاح ايمان صادقانه/منطق مستحكم/عزم پولادين، حضور در عرصه دفاع نظامي/ مناقشه بر سر هويت ملي و سياسي كشور‏/اهانت و تحقير فرهنگ و اعقتادات ملت/احساس عقب ماندگي از قافله دانش جهاني/ ترميم پايه هاي زندگي مطلوب و عادلانه در كشور/ تهاجم فكري و فرهنگي دشمنان با ابزار فوق مدرن، تفكر و توليد علم‏ ضمن ورود به ميدان هاي چالش برانگيز/ تجربه و تحليل مسائل/ شناسايي و گزينش  افكار، امادگي براي حضور در عرصه مبارزه با استكبار، براوردن نيازهاي انقلاب در هر زمان و از هر نوع، داراي ظرفيت براي هوشياري كامل و تحليل فراجناحي، كار تئوريك و تربيت دانشجويان با ذهن روشن/ زبان گويا/ ابتكار بالا، جهاد علمي، ايجاد زمينه خودساري براي دانشجويان بسيجي‏، تجدد طلبي مطلوب اسلام، تعميق تفكر اسلامي‏، عدالت طلبي ضمن ، تقويت خصوصيات اساسي دانشجويان بسيجي مثل شجاعت و غيرت ديني/ دانايي و تفكر/ نياز شناسي/ خلاقيت ابتكار و جوشش ذهني/ مطالبه حق، پرهيز از محافظه كاري/ هوشياري كامل/تحليل فراجناحي در ورود به سياست، پرهيز از تنبلي، هوشياري با رعايت پرهيز از تكميل پازل دشمن/ اهتمام كامل و عدم سهل انگاري/ پرهيز از عمل در موضع ابهام و… را بر شمردند و تصور و تلقي از بسيج دانشجويي به عنوان يك مجموعه نظامي را نفي كردند.
4-      اما:
1.      تفكيك بسيج دانشجو از طلبه آن را از وظيفه اصلي و آرماني خويش منحرف كرد و ضمن گرفتن پويايي هر دو بخش ان وظيفه اتحاد و يگانگي دانشگاه و حوزه را به حالت تعطيل درآورد.
2.      عدم انتقال دادن اين وظايف، پشتوانه و ارمان به دانشجويان بسيجي  و فروكاستن وظايف بسيج به مقابله انفعالي و نه فعال تهاجمي با دشمن و منحرفين در دانشگاه ها و به تبع ان تحجر و محافظه كاري گريبانگير اين شجره طيبه شد. و به تبع آن سيطره نيروهاي امنيتي و بولتن هاي حاوي اخرين اقدامات منحرفين و كد دادن امنيتي بر آموزش هاي بسيج و سخنران هاي ان به چهره هاي فكري و فرهنگي اصيلي كه چهارچوب هاي اصيل اسلام ناب محمدي را بشكافند و اصول به دست دانشجوي بسيجي بدهند چربيد.
3.      غير دانشجويي اداره شدن سازمان بسيج دانشجويي و استفاده از نيروهاي ثابت و كارمندي كه با وجود اخلاص، كارآمدي لازم را ندارند موجب شد كه بيلان كاري، عدم درك ضرورت هاي محيط دانشجويي، ماندن بسيج در نوستالوژي جنگ، رويكرد انفعالي و محافظه كاري بر روح سازمان بسيج سايه بيفكند و ديوان سالاري سازمان ناكارامد بر روح آرماني – كه به واسطه پيوند مبارك با سپاه با آن سابقه مبارك انقلابي مي توانست بر بسيج سايه بيفكند- چيره شد.
4.      نيروهاي اداري كه بعضا حتي قوت نيروهاي كف دانشگاه تشكل ها را نداشتنند و تنها هنرشان بولتن خواني و گزارش گيري و گزارش دهي بود و چه بسا در بخش هايي مثل تداركات و لجستيك و پشتيباني توانايي بيش تري داشتند تا مديريت مواجهه فكري و فرهنگي هم قوت و پويايي بسيج را گرفتند، هم به دليل نداشتن يك تصوير روشن نيروسازي بسيج را مختل كردند و هم به علت نداشتن ظرفيت فكري و فرهنگي قدرت همراهي با بسيجيان را نداشتند و بسيار نيروها و استعدادها كه به علت همين هم طرازي يا سوختند، يا مجبور شدند به سراغ كارهاي بي اولويت و روتين بروند و يا ناچار به ترك بسيج و فعاليت در تشكل ها و محيط هاي ديگر شدند.
5.      القاي تلقي غلط از رابطه امت و امامت و امكان خطا و چيدن بروكراسي پرپيچ و خم سبب شد تا بسيجيان از حضور در صحنه ها باز مانده و قدرت اقدام فعال را از دست بدهند، و هر گاه كه دكمه و اجازه عمل(كه با هزاران مصلحت انديشي خيالي ديوان سالاري حاكم دايره آن نيز بسيار محدود شده بود) توسط همين نيروهاي اداري فعال شد به صورت مكانيكي وارد صحنه شوند و از سوي ديگر به جاي وجهه فرهنگي، فكري، جهادي، سياسي و علمي، بسيج دانشجويي وجهه امنيتي و اطلاعاتي به خويش بگيرد. از صحبت هاي رهبري بولتن و مقاله تهيه شد اما روح سخنان و پي گيري دقيق آن و عملياتي كردن آن صورت نگرفت و فوج فوج بولتن و نشريات روتين بي ارتباط با فضا راهي سطل هاي بازيافت كاغذ در دانشگاه و دفاتر بسيج گرديد.
6.      اين سازمان گرايي موجب شده كه بسيج از تربيت انسان انقلاب اسلامي كه هدف انقلاب و نظام اسلامي است باز بماند و بسيج به مثابه به يگان مشمولين عمل كند. علاوه بر آن زندگي سازي براي بسيجيان نيز در چهارچوب وظايف بسيج نگنجيد.
7.      بسيجي امنيتي و انتظامي به جاي ارائه چهارچوب هاي اسلام ناب و پيوند خوردن با فعالان فكري و فرهنگي جبهه انقلاب، از ارتباط چهره به چهره با جامعه و دانشگاه باز ماند و دچار لكنت زبان در انتقال مفاهيم انقلابي شد و استفاده از ابزارهاي فرهنگي و هنري در آن كاملا مطرود گشت و بسيجي بي مطالعه كه صرفا در برحه هاي حساس تشخيص داده شده به وسيله بروكرات هاي حاكم بر آن اجازه فعاليت و حضور داشت، به يك نيروي سياست زده بدل شد كه فعاليت سياسي آن نيز نه بر اساس ارائه اصول به بسيجيان كه به حمايت ضمني از گروه هاي سياسي بدل شد. بسياري از مخاطبين بسيج با فربه شدن سياست زدگي از ان روي گردان شدند و ضمن جزيره شدن بسيج و بسيجي ها نسبت به دانشجو و دانشگاه و ناتواني از برقراري ارتباط با آن فرصت حضور بسيج در دانشگاه كه مي توانستن به واسطه ارتباط مبارك ان به بدنه سپاه به پيوند سپاه و دانشگاه و استفاده تحقيقاتي و علمي و دادن پروژه به دانشگاه براي سپاه و دميدن روح جهاد و تعهد از سپاه به دانشگاه شود به ديوار بلند بي اعتمادي تبديل شد كه تنها سودبرندگان از ان ضد انقلاب لانه كرده در اين حاشيه امن در محيط دانشگاه شدند براي تخريب اساس انقلاب اسلامي و نيروهاي برآمده از ان.
8.      بسيج كه تبديل به واحد برگزاري مراسمات، دفتر اجراي همايش هاي بيلان كاري،  واحد برگزاري اردوهاي جنوب، مشهد، رامسر، مشهد و… برگزاري نمايشگاه هاي روتين و  صد البته انبار كيك و سانديس گرديده بود پيوند با مردم و جامعه و ساير اقشار بسيج كه قرار بود عهده داري اعتقادي آنان به عهده بسيج باشند را از دست داد و برخوردهاي منفعلانه نه تنها توانايي فراگيرسازي بسيج در داخل كشور و فراتر از مرزها را از  بسيجيان گرفت كه آن ها را به نيروي منفعل در مقابل انجمن(پياده نظام جريان چپ در دانشگاه ها) تبديل كرد.
9.      دوره هاي آموزشي يك طرفه بدون دادن منظومه ارزشي و آرماني اصلي بسيج –ضمن ارائه بعضي آموزش هاي لازم- توانايي به حركت درآوردن خودجوش بسيجيان را نداشت و به پاسخ به شبهات، جنگ رواني‏ و… محدود شد و صد البته سخنراناني نيز كه از اين چهارچوب فراتر رفته بودند-حتي با سابقه طولاني بسيجي و سپاهي بودن- جزو ليست سياه بروكرات هاي حاكم بر آن قرار گرفتند.
5-      اين آسيب شناسي كلي نه به معناي نفي راه هاي رفته و اقدامات مثبت بسيج و نديدن نقاط قوت است كه اگر بسيج دانشجويي نبود و در لحظه هاي حساس تاريخي ضمن تحمل تحقيرها و هزينه ها از انقلاب دفاع نمي كرد امروز ممكن بود جمهوري اسلامي در كار نباشد، و نه به معناي نفي وجود اقدامات مثبت و استثنائات به ويژه در بعضي دانشگاه ها اما به اين معنا هست كه از 100 درصد ظرفيت بسيج استفاده نمي شود و حتي 10 درصد توانمندي هاي بسيج و بسيجيان به ميدان نمي آيد. بازخواني وظايف بسيج دانشجو و طلبه از زبان رهبر انقلاب و امام راحل فرصت خوبي براي طي كردن راه هاي نرفته است.
منتشر شده در پرونده بسيج دانشجويي شماره 38 پنجره

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

اخرین اخبار
پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.