دشمنشاد
فاز جدید عملیات روانی دشمن، بعد از شکستهای اخیرشان در ایجاد اغتشاش و برهم زدن امنیت جامعه آغاز شده است. “مظلومنمایی و بازسازی بدنه اجتماعی” آخرین تقلاهای ناامیدانه فتنهی سبز است. این را میشود از انتشار خبرهایی که در رسانههایشان هم کم نیستند به راحتی دریافت. خشم خود را نشان دادن، ابراز ناراحتیکردن، امر به معروف کردن منافاتی با مظلوم نشان ندادن اهل فتنه نخواهد داشت. در تاریخ اسلام، یکی از جاهایی که امیرالمومنین(ع) هزینههای زیادی داد ماجرای اواخر عمر عثمان و هلاکت او بود. و معاویه یکی از متهمان ماجرا از آن بهترین بهرهبرداریها را کرد.
هویت مصدر “ما هو” عربی است که به “چیستی آدمها” میپردازد. به عبارت سادهتر آن چیزی که منجر به عمل و عکسالعمل هر فرد در محیط هستیاش میشود هویت نام دارد. مجموعهای از معرفت، دانستهها، شناخت و هنجارهای درونی یک فرد که بعد در عمل او نمود مییابد.
این مفهوم با مضافالیه “ایرانی”اش، ترکیبی را درست میکند که “هویت ایرانی” نام دارد و از جمله مفاهیمی است که نظرات و تئوریهای مختلف، متفاوت و متضادی در آن وجود دارد. یک سر طیف این دیدگاهها هیچ هویت منسجمی برای ایرانی قائل نیست و آن را “چهل تکه” میداند و سر طیف دیگرش هویت ایرانی را مثلثی از اسلامیت، ایرانیت و شیعهگری میداند. نکته حائز اهمیت اکثر این نظرات، وجود اشتراک در این نکته است که در پس کنش و واکنش ایرانیان، عنصری بهنام “مظلومدوست” بودن قرار دارد.
۱٫ بیست و دو خرداد امسال یک فرصت بود. جریان انقلاب اسلامی برخلاف سال گذشته که کاملا منفعل بود از فضای بهوجود آمده تا آنجا که توانست استفاده و سعی کرد به ابهامات، سوالات و شبهات بهوجود آمده برای مردم پاسخ بگوید. هرچند فضای امسال از فضای احساسی سال گذشته فاصله داشت اما همچنان باید برای ترمیم اذهان مردم کوشید. از سوی دیگر این ایام فرصتی بود برای جریان فتنه سبز تا با یک شوک مصنوعی، بتواند بدنهی اجتماعیش را فعال کند. اما از قضا شوکش به خودش برگشت و او ماند و حوضش و اینروزها به سبب این تنهاییها، شاهد آشکار شدن اختلافات داخلیشان هستیم.
۲٫ با توجه به تحولات داخلی ایران و حوادثی که پیش آمد فتنه سبز مجبور به تغییر استراتژی خواهد بود. این جریان برای آنکه خود را زنده نگه دارد با توجه به ریزشی که در بدنهی اجتماعیش داشته است شروع به بازسازی خود در اذهان مردم خواهد کرد و چه عنصر روانشناختی- هویتی بهتر از “مظلومنمایی در اذهان”؟!
به یکی دو اتفاق پیش آمده در این ایام توجه کنید:
الف. مردم عاشق خمینی کبیر، با هزاران زحمت و مشقت از اطراف و اکناف، از شهر و روستا و در هرم گرمای تابستان سفر میکنند به مرکز دنیایشان. حرم امام خمینی(ره). در آن گرما و فشار جمعیت می بینند کسی پشت تریبون آمده است که هفته گذشتهاش با سران فتنه سبز عکس گرفته است آن هم در محفل شادی آنها. چه انتظاری از این مردم هست؟ بنشینند و نظاره کنند یا کسانی را که از خط امام در حال خروج هستند امر به معروف و نهی از منکر کنند؟!
اما چه نتیجهای پیش آمد؟ نتیجه آن شد که سخنان مهم رهبری تحتالشعاع آن حاشیه قرار گرفت و هنوز جریان تولیدکننده آن اخبار، بهصورت قطرهچکانی خبرهایی از موضعگیریها علیه اتفاق آن روز منتشر میکند.
آن روز میشد با کمی نظم خودجوش در عین امر به معروف ویادآوری مواضع امام ماجرا بدون هزینه رسانهای تمام شود. میشد که مردم هم اجازه دهند سخنران سخنانش را بگوید شاید که در آن روز میخواست نسبت به مواضع امام برگردد.
ب. کروبی به قم میرود. جوانان و مردم قم، خشمگینانه اجازه نمیدهند یکی از پیشقراولان فتنه به راحتی در شهرشان بچرخد.
کروبی به خانهای فرار میکند و جمعیت مردم خشمگین در پشت در آن خانه متراکم میشوند. عدهای صحبت میکنند و جمعیت آرام آرام به طغیان درمیآید و متاسفانه حریم ملک شخصی را نگه نمیدارند و بیاذن ورود میکنند. یادمان باشد هیچکس مجوز ندارد که پایش را از اصول و شرع فراتر نهد، حفظ اصول و داشتن تقوا لازمه حفظ جبهه انتقلاب اسلامی است.
چه نتیجهای حاصل میشود؟ به سرعت عکسهای تخریب در سایت شخصی صاحب آن خانه گذاشته میشود و بهطرفهالعینی در تمام سایتها و شبکههای ماهوارهای، آن عکسها سبز میشوند. ماجرا که “برخورد مردم خشمگین با یکی از سران فتنه بود” نعل وارونه میخورد و تحلیلهای قارچی شروع به حرکت میکنند و جای ظالم و مظلوم در اذهان عمومی عوض میشود.
«وقتی هیجانات کور، پا وسط بگذارند، دشمن فورا استفاده خواهد کرد. بارها گفتهام، باز هم تکرار میکنم؛ من معتقدم که جوان مملکت بایستی در همه میدانها حضور و آمادگی داشته باشد؛ منتها با انضباط. اینگونه حرکاتی که ملاحظه شد کسانی به دانشگاه حمله کنند، ناشی از بیانضباطی است؛ با هر نامی انجام گیرد، غلط و محکوم است. اگر با نام دفاع از دین هم انجام گیرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولایت هم انجام گیرد، غلط است. مگر من بارها نگفتهام در اجتماعات کسانی که مخالفند، هیچ کس نباید رفتار خشونتآمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال میکند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمیکنند؟! حتی اگر یک حرفی که خون شما را به جوش میآورد به زبان آورند – مثلا فرض کنید اهانت به رهبری کردند – باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید. نیرویتان را برای آن روزی که کشور به آن نیازمند است، برای آن روزی که نیروی جوان و مؤمن و حزباللهی باید در مقابله با دشمن بایستد، حفظ کنید، والا حالا فرض کنیم یک جوان، یا یک دانشجوی فریبخوردهای هم حرفی زد و کاری کرد؛ چه اشکالی دارد؟ من از او صرفنظر میکنم.» بیانات رهبر انقلاب اسلامی ۲۱تیرماه ۱۳۷۸
۳٫ جنگ، جنگ نرم است. جنگ نرم هوشیاری میخواهد. لازمهاش جو گیر نشدن است. نباید اجازه دهیم دوباره گزیده شویم که “المومن لا یلسع من جحر مرتین”.
حدود ده سال پیش و بعد از ماجرای کوی در سال ۷۸ را بهیاد بیاورید. “محمدی” یکی از مجرمین اصلی آن ماجرا در اعترافاتش اعلام کرد که یکی از کارهایی که آنها انجام میدادند نفوذ درون تجمعات دانشجویی و تحریک و سعی به اغتشاش کشاندن آنها بود. گویی که نیروهای لباس شخصی تجمعات را به درگیری کشاندهاند و آن جماعت اهل تجمع کتک خوردهاند و مظلوم واقع شدهاند و این میشد خوراک و تیتر روزنامههای زنجیرهای وقت آن روزها.
جنگ تحمیلی که یک جنگ سخت تمام عیار برای ما بود. تجربه تاریخی آن نشان میدهد که هر جا بعد از هر عملیات موفقی که غفلت شده، دشمن ضربهای زده و پیروزی را به کام ما تلخ کرده است.
فاز جدید عملیات روانی دشمن، بعد از شکستهای اخیرشان در ایجاد اغتشاش و برهم زدن امنیت جامعه آغاز شده است. “مظلومنمایی و بازسازی بدنه اجتماعی” آخرین تقلاهای ناامیدانه فتنهی سبز است. این را میشود از انتشار خبرهایی که در رسانههایشان هم کم نیستند به راحتی دریافت.
خشم خود را نشان دادن، ابراز ناراحتیکردن، امر به معروف کردن منافاتی با مظلوم نشان ندادن اهل فتنه نخواهد داشت. در تاریخ اسلام، یکی از جاهایی که امیرالمومنین(ع) هزینههای زیادی داد ماجرای اواخر عمر عثمان و هلاکت او بود. و معاویه یکی از متهمان ماجرا از آن بهترین بهرهبرداریها را کرد. باید هوشیار بود… دشمن را شاد نکنیم. عامل “دشمنشاد” نشویم.
منبع: الف
