روز یکشنبه ابتدا «وب سایت آمریکایی ویکی لیکس» و سپس سه روزنامه بسیار مهم آمریکایی، انگلیسی و آلمانی -یعنی نیویورک تایمز، گاردین و اشپیگل- از وجود بیش از ۹۰هزار سند «خیلی محرمانه» ارتش آمریکا که نشان می دهد فرماندهان یگان های نظامی کشورهای عضو ناتو از یک سو تعداد زیادی از شهروندان غیرنظامی افغانی را در فاصله ژانویه ۲۰۰۴ تا دسامبر ۲۰۰۹- بهمن ۱۳۸۲ تا آذر ۱۳۸۸- بی محابا و مکرر به قتل رسانده اند و از طرف دیگر اطلاعات گمراه کننده ای درباره میزان توانایی و قدرت طالبان و القاعده در افغانستان به دولت های خود ارائه کرده اند.
مدیرسایت ویکی لیکس مدعی است که این اسناد را یک سازمان غیردولتی (!) در اختیار او قرار داده و بیانگر آن است که روی اصلی جنگ افغانستان هرگز در رسانه های غرب و حتی گزارش های رسمی نیامده است. «جولیان اسنج» در گفت وگو با «اشپیگل» می گوید: «جنایات زیادی توام با نقض حقوق بشر در افغانستان اتفاق افتاده و جان هزاران افغانی بی گناه گرفته شده است» و «یگان سیاه» نیروهای ویژه، رهبران طالبان را بدون محاکمه به قتل رسانده اند و حال آنکه جرم اکثر آنان صرفاً شرکت در تظاهرات اعتراضی علیه دولت بوده است»!
ادعای انتشار بیش از ۰۰۰/۹۰ سند محرمانه که تاکنون جز تعداد کمی از آنان در دسترس قرار نگرفته اند، درست در فاصله زمانی ۳ تا ۴ روز پس از برگزار شدن اجلاس کابل صورت گرفته است و جالب این است که مبانی گزارش منتشر شده در نیویورک تایمز و گاردین و اشپیگل- روزنامه های سه کشوری که شکل دهنده اصلی نیروهای ائتلاف در افغانستان هستند- قبلاً در اجلاس کابل بصورت جمعبندی نهایی و مبنای تغییر نگرش در مسائل افغانستان به تصویب رسیده است! مهمترین موضوعاتی که در اجلاس ۲۹ تیر کابل به تصویب رسید عبارت بودند از تغییر رویه ایساف-نظامیان ناتو در افغانستان- نسبت به طالبان و چشم پوشی از تلاش جدی آنان برای بازگشت به حاکمیت و زمینه سازی برای تجزیه افغانستان بر مبنای پایه گذاری یک نزاع جدی بین بخش های شمالی از بخش جنوبی افغانستان بود. جالب این است که در اسناد منتشر شده آمده است که نیروهای آمریکایی، فرانسوی و انگلیسی به جای بی طرفی در نزاع بین دولت کرزای و طالبان علیه یک گروه وارد عمل شده و حال، آنکه اکثر رهبران طالبان که بدون فراهم شدن شرایط محاکمه به قتل رسیده اند جرمی جز مخالفت با بعضی از تصمیمات دولت نداشته اند. یعنی در این اسناد طالبان از حد نیرویی برانداز، شورشی و تروریست به حد «اپوزیسیون» -یعنی مخالفی که با استفاده از روش های قانونی درصدد ایفای نقش سیاسی حاکمیت است- تنزل داده شده است و این در حالی است که همه گزارش ها بیانگر آن است که در فاصله سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹- که این گزارش ناظر به این دوره تاریخی است- آمار جرم و جنایات طالبان از یک سو و ناتو از سوی دیگر فزونی گرفته و در سال ۲۰۱۰ این آمار به چند صددرصد رسیده است. این نتیجه گیری ها کاملاً با مصوبات و چرخش های اساسی در اجلاس کابل انطباق دارد و نشان می دهد که این دو یکی هستند و البته دومی برای پوشاندن مصوبات اجلاس کابل و توجیه تراشیدن برای عقب گرد ناتو از افغانستان طراحی شده است.
برخلاف ادعای مدیر و صاحب سایت ویکی لیکس- جولیان اسنج- مبنی بر اینکه این حدود ۰۰۰/۹۰ سند را یک نفر در اختیار سایت او و چند روزنامه مهم غرب قرار داده است که البته بعضی از سایت های دیگر وی را «حمید گل» فرمانده اسبق اطلاعات ارتش پاکستان دانسته اند، پایگاه مهم اطلاع رسانی «استرادفورد»- که یک موسسه مهم اطلاعاتی آمریکایی است دیروز نوشت: «این اسناد و اطلاعات در «دیتابیس»- پایگاههای ذخیره اطلاعات های گوناگونی نگهداری می شده و تصور اینکه یک نفر به همه آن ها همزمان دسترسی داشته باشد مشکل است». این پایگاه می افزاید: بسیاری از این اطلاعاتی که منتشر شده اند، اطلاعات آشکار و معمولی- فاقد طبقه بندی- هستند و لذا افشای این اطلاعات یک سورپرایز – شگفتی- واقعی نیست بلکه یک سورپرایز جعلی است.»
جالب این است که مقامات آمریکایی و افغانی در این ارتباط اظهاراتی متناقض داشته اند و این نشان می دهد که درباره به نتیجه رسیدن این «سورپرایز جعلی» تردید داشته اند. اوباما رئیس جمهور آمریکا روز گذشته در کنفرانس خبری در واشنگتن گفت: هر چند من نگران افشای اطلاعات حساس از میدان نبرد هستم واقعیت این است که این اسناد هیچ مسئله ای را فاش نمی کند که قبلاً در حیطه بحث های عمومی درباره افغانستان وجود نداشته است. این اسناد در واقع به همان چالش هایی اشاره دارد که باعث شد من سیاست آمریکا را درباره افغانستان در پاییز گذشته بازنگری کنم.»
حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان هم که ظاهراً باید در برابر جنایات افشا شده و اسناد موضع قاطعی بگیرد، کاملاً شبیه رئیس جمهور کشوری که نیروهای آن به این جنایات دست زده اند، موضع گرفته است. «وحید عمر» سخنگوی حامد کرزای- دو روز پیش قبل از آنکه اوباما موضعگیری کند! – اعلام کرد: «واکنش فوری رئیس جمهور – کرزای – این است که بیشتر اطلاعات این اسناد نو نیست بلکه بیشتر آنها مسایلی است که در گذشته درباره آنها بحث شده و ما راجع به آنها با شرکای بین المللی خود همیشه صحبت کرده ایم.»
در واقع آنچه اوباما و کرزای گفته اند در این جمله خلاصه می شود: «برای اجتناب از جنایات بیشتر، استراتژی امنیتی خود را در افغانستان تغییر داده ایم.» انتشار این تعداد سند که آنچه افشا شده هرگز به صدها سند هم نمی رسد چه رسد به دهها هزار برای آن است که از یک افتضاح سیاسی – شکست ابرقدرت غرب از یک گروه کم شمار در استانهای جنوبی افغانستان – یک اقدام انسان دوستانه بسازند و بر شکست استراتژیک نام تغییر در تاکتیک بدهند.
آمریکا و انگلیس در افغانستان قرار است کرزای و طالبان را در مقابل ۱۵ استان شمالی شامل ازبک ها، هزاره ها، تاجیک ها و شیعیان که بیش از ۴۰ درصد از جمعیت این کشور را شامل می شوند قرار دهند و جنگی داخلی را بار دیگر در این سرزمین کلید بزنند. همه می دانند که قدرت گرفتن طالبان، دولت کرزای را به حاشیه آورده و یا آن را با رقیب سابق خود – طالبان – منطبق می گرداند و این در متن خود حذف مجاهدین و نیروهای شمال به حساب می آید و این یعنی آغاز دوباره جنگ داخلی. محمد محقق رئیس حزب وحدت اسلامی افغانستان دو هفته پیش – پس از حذف کاندیدای شیعه و هزاره از انتخابات وزرا – با صراحت اعلام کرد که ما در مقابل پشتونیزاسیون کشور می ایستیم و از این پس با تصمیمات دولت مقابله می نمائیم.
نزاع ماههای آینده میان گروههای شمال و جنوب افغانستان – اگر پیشگیری نشود – ممکن است کار را به تجزیه افغانستان بکشاند. تجزیه این کشور، دو دولت کوچک را به وجود می آورد که هر دو به حمایت خارجی نیازمند باشند. آمریکایی ها با شرکت دادن پاکستان و عربستان به یک سیستم ادغامی منطقه ای – داخلی می اندیشند به گمان آنها این سیستم ادغامی به کنترل طالبان می انجامد ضمن آنکه به یک موی دماغ علیه ایران تبدیل می کند. انگلیس و آمریکا در این صحنه به دنبال آنند تا نیروهای خود را در افغانستان به حداقل برسانند و صرفا در حد «مشت آهنین» – IRON Fist – برای محافظت از نیروهای سیاسی و امنیتی خود در کابل و یکی دو شهر دیگر نگه دارند. این سیاست درگیری ها را از شکل افغانی-غربی به شکل پشتون-تاجیک تغییر می دهد و نزاع داخلی را تشدید می کند.
آمریکایی ها به خوبی دریافتند که توسل به جنگ های پر شدت و حتی کم شدت قادر نیست آنان را به اهداف خود برساند. در این دوره ۱۰ ساله آنان، جنگ را بطور مستقیم راه انداخته اند؛ جنگ بین المللی افغانستان در آغاز پاییز ۲۰۰۱ و جنگ بین المللی عراق در آغاز بهار ۲۰۰۳ این دو جنگ پرشدت نزدیک به ۱۰ سال آمریکا و انگلیس را درگیر خود کرده و به استهلاک نیروهای آنان انجامیده است. کما اینکه دو جنگ منطقه ای ۳۳ و ۲۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان و غزه هم نشان داد که غرب قادر نیست جنگهای منطقه ای را هم تا دستیابی به موفقیت مدیریت نماید بر این اساس آنان از جنگ های پرشدت بین المللی یا منطقه ای به جنگ های داخلی تغییر مسیر داده اند جنگهایی که برای آنان هزینه ای در برندارد اما می تواند مخالفان آنان را تا حد بسیار زیادی ضعیف گرداند. درگیری طالبان با تاجیک ها، درگیری ساکنان ۳ استان سنی عراق با ۹ استان شیعی این کشور، درگیری الحوثی ها با دولت صنعا و یا درگیری شمال و جنوب در یمن، درگیری سنی ها با شیعیان ذیل موضوع دادگاه بین المللی رسیدگی به ترور رفیق حریری در لبنان و انواع دیگری از درگیری های داخلی یک استراتژی کم ضرر برای آمریکا، انگلیس و فرانسه به حساب می آید.
بر این اساس اسنادی منتشر می شوند تا زخم ها سر باز کنند و نظامیان غرب به خانه های خود برگردند این چیزی است که دیروز موسسه اطلاعاتی «استراد فورد» در خاتمه گزارش خود به آن اشاره می کند: «ما این ماجرا را با این معنی به پایان می رسانیم، چه کسی همه این اسناد – بیش از ۹۰ هزار – را جمع آوری کرده و یا وقت کافی برای جمع آوری آن داشته و اجازه داشته بصورت رسوا کننده ای آنها را منتشر نماید؟ چه کسی امکانات خروج و جابجایی آن به جهان خارج را داشته و نقض پروتکلهای امنیتی آمریکا برای او مشکلی نداشته است؟»

منبع: کیهان