سرمقاله
»فرمانده‌‌ٔ مطیع، سربـاز مطیع می‌خواهد!
محمدرضا زائری

این روایت بیان حال کسانی است که سنگ ولایت را بر سینه می‌زنند؛ اما از حقیقت ولایت بی‌بهره‌اند؛ کسانی که در منبر و مجلس ادعای ولایت دارند؛ اما در عمل و واقع بدان پایبند نیستند.

»مغالطه‌ی بزرگ، اصل وجود کشوری به نام اسرائیل است

»تغییر علوم را چگونه شروع کنیم؟ (حسین سوزنچی)

»هنر و «سرمایه‌داری + ۱۷ رکعت» (وحید جلیلی)

پرونده‌های ویژه
پرونده‌ای برای دانشگاه آزاد و مسائل مربوط به آن
پرونده‌ای برای تغییر رشته و انتخاب رشته
پرونده‌ای برای سید شهیدان اهل قلم؛ سید مرتضی آوینی
نوروزنامه تریبون مستضعفین
پرونده‌ای ویژه منشور روحانیت
آخرین مطالب
» راز فطر و نیاز ما
» تحریم (کاریکاتور)
» ما به نستله اعتراض می‌کنیم وزیر صنایع به آن جایزه می‌دهد!
» هفته‌نامه روزنامه: کروبی درگذشت
» دختر ۲۲ ساله و لیسانسه که در خانه مردم کار می‌کند
» فتاوای مراجع در مورد پرداخت زکات فطره به کمیته امداد
» امر به معروف و نهی از منکر، ضرورت زندگی اجتماعی
» قیام خونین ۱۷ شهریور و پیامدهای آن
» استراتژی ارتش آمریکا در شبکه های اجتماعی + سند
» مناظره داغ تلویزیونی درباره تحریم شرکت اسرائیلی نستله
» همیشه علت ساده‌ای وجود دارد!
» اوباما: درباره من مانند یک «سگ» صحبت می‌کنند
» همین که قطره اشکی هست یعنی هستم این شب‌ها
» فتنه اخیر، معلول اسلامی نشدن علوم انسانی است
» چگونگی وضعیت رویت هلال ماه در عربستان و ایران
» انتشار ویژه‌نامه اینترنتی «روایت صدر»
» فطریه‌ هر محل باید بین نیازمندان همان محل توزیع شود
» موزه دفاع مقدس و خرید آثار
» جمع‌آوری فطریه نیازمند مدیریت جدی است
» هاشمی‌رفسنجانی دست بر دار نیست!
» اصلاح علوم انسانی با برخورد سیاسی ممکن نیست
» ابهاماتی در باب کمک به فلسطین
» آزمونی دیگر از میزان ولایت پذیری رئیس جمهور
» شرح دعای روز بیست‌وهفتم ماه مبارک رمضان
» نظریه‌پردازی دینی و ترک ترجمه‌زدگی علوم انسانی
» ابتلائات حضرت زهرا (س) و افشای جبهه نفاق
» تبعیت از حکم حاکم شرع در مساله «رؤیت هلال ماه» بر همگان لازم است
» پشت پرده انتشار شایعه سکته مغزی آیت الله جنتی
» شوخی با اتاق عمل / فوتوکاتور
» زمانی که عصبانیت رهبر را دیدم!
از سایر رسانه‌ها
چهارشنبه، ۳۰ تیر ۱۳۸۹ | Print This Post

یکی از معروف ترین رسانه های غربی که سابقه ی دیرپایی در سخن پراکنی علیه جمهوری اسلامی ایران دارد، رادیو” بی . بی . سی. ” است.

یکی از معروف ترین رسانه های غربی که سابقه ی دیرپایی در سخن پراکنی علیه جمهوری اسلامی ایران دارد، رادیو” بی . بی . سی. ” است. تلویزیون “بی بی سی” به عنوان بخش تصویری مجموعه “بی بی سی فارسی” برنامه های خود را با استفاده از همان روش های رایج در رادیو “بی بی سی” از مدتی پیش و در هماهنگی آشکار با سایر رسانه های غربی علیه جمهوری اسلامی آغاز کرد و در سال ۱۳۸۸ فعالیت آن با توجه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و در پی وقایع بعد از آن به اوج رسید.

موضع تلویزیونی “بی بی سی” بیشتر نسبت به موضوعات زیر است:

انقلاب اسلامی؛ جمهوری اسلامی؛ ولایت فقیه؛ ارکان نظام ( شورای نگهبان، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام )؛ مسئولین ارشد نظام ( رهبری، سران سه قوه )؛ نهادهای انقلابی و دستگاه های حساس ( مانند سپاه، بسیج، صداوسیما و …. )؛ تحلیل اوضاع اجتماعی؛ قومیت ها؛ زنان؛ فعالیت های ضد نظام ( داخلی و خارجی )؛ تحلیل سیاست های جاری داخلی و خارجی و انتخابات .

در زمان انتخابات دهم ریاست جمهوری، بنگاه دولتی سخن پراکنی بریتانیا، در راستای سیاست های استعماری و مداخله گرایانه دولت بریتانیا، سه هدف ( زمینه سازی ذهنی برای تغییر ساختار سیاسی؛ تفرقه افکنی و تشدید جو بدبینی و سوظن؛ انتشار و تبلیغ شایعات و اثرگذاری بر افکار عمومی داخل کشور برای موضع گیری علیه نظام ) را در دستور کار خود قرار داد و برای تأمین این اهداف استفاده از رسانه ی تصویری را ضروری تشخیص داد و بنابراین چندماه قبل از برگزاری انتخابات این تلویزیون با استفاده از ترکیبی از عناصر فراری یا مهاجر ایرانی که هریک ظرفیت و توانایی های مطلوبی برای تأمین اهداف فوق را داشت، با بودجه ای که توسط دولت و نهادهای امنیتی تأمین می شد شروع به فعالیت نمود.

دستگاه امنیتی انگلیس چند سال قبل با استفاده از فرد مطرود و منحرف و بسیار بدسابقه ای یک شبکه تلویزیونی سخیف را اره اندازی کرد که هدف آن هجمه به باورها و اعتقادات اسلامی مردم ایران بود و با روشی که در آن شبکه تلویزیونی تک نفره دنبال می شد ( و مخصوصا با عنایت به سابقه انگلیسی ها در راه اندازی فرقه های انحرافی مانند وهابیت و بهاییت برای شکستن حدود قدسی و تزلزل در ایمان و باورمندان با اسلام) مشخص بود که آن دستگاه کارکشته ی امنیتی برنامه های وسیع تری علیه جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده است. راه اندازی شبکه ی فارسی تلویزیون “بی بی سی ” بخشی از آن برنامه ها و روی دیگر همان شبکه ی تلویزیونی منفور بوده است.

بخش داخلی “بی بی سی” بسیار گسترده و متشکل از ۵ شبکه رادیویی و ۱۲ شبکه تلویزیونی است. بخش “بی بی سی” جهانی هم مجموعه گسترده تری است و “بی بی سی فارسی” بخشی از آن به شمار می رود. تاسیس تلویزیون “بی بی سی فارسی” در سال ۱۳۸۵ توسط وزارت خارجه انگلیس پیشنهاد و در سال ۱۳۸۶ این پیشنهاد پذیرفته شد. مقدمات ایجاد این شبکه پس از تعیین بودجه سالانه برای آن مهیا گردید و سرانجام در ۲۵ دی ۱۳۸۷ و چند روز بعد از هفتاد سالگی رادیو فارسی “بی بی سی” فعالیت آن آغاز شد و در نخستین برنامه ها به موضوع انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران پرداخت؛ موضوعی که در آن زمان برای مخاطبان عام چندان غریب نمی نمود اما بعد از انتخابات و بروز وقایع و اغتشاشات، معلوم شد تأسیس این تلویزیون به این سادگی ها هم نبوده و اهداف خاصی برای آن پیش بینی شده بود.

بودجه ی سالانه تلویزیون فارسی “بی بی سی” ۱۵ میلیون پوند ( برابر با ۲۲ میلیون دلار) است که این مبلغ از سوی وزارت خارجه بریتانیا تامین می شود. البته این بودجه رسمی آن است و باتوجه به گستردگی برنامه ها و ونوع کار آن بودجه ی بیشتری باید داشته باشد که احیانا توسط دستگاه ها و نهادهای دیگری به صورت مخفی تأمین می گردد. اکنون بیش از یکسال است که بنگاه سخن پراکنی بریتانیا با تقبل هزینه های سنگین، تلویزیون فارسی زبان را راه انداخته تا بتواند هرچه بیشتر بر افکار عمومی جامعه ایران تأثیر بگذارد و انفعال ذهنی هرچه شدیدتری را به بینندگان آن تحمیل کند. تلویزیون فارسی “بی بی سی” که از منابع مالی بی مانند دیگری بهره مند است، ۲۷۰۰ خبرنگار را به کار گرفته و در حالی که مردم جزیره انگلیس برای مشاهده کانال های مختلف “بی بی سی” داخلی باید هزینه و مالیات بپردازند، این تلویزیون به صورت رایگان برای مردم فارسی زبان برنامه پخش می کند. به همین جهت راه اندازی تلویزیون فارسی “بی بی سی” در همان ابتدا با مخالفت هایی در داخل جامعه انگلیس مواجه شد. فیلیپ دیویس، یکی از نمایندگان مجلس انگلیس، راه اندازی این تلویزیون را در راستای « امپریالیسم رسانه ای بی بی سی خواند » و گفت: « این خنده دار است که بی بی سی بودجه ای به این بزرگی را روی کانال تلویزیونی فارسی زبان خرج کرده است. تنها دلیلی که بی بی سی این تلویزیون فارسی را راه انداخته است، اعمال فشار دولت انگلیس است. » او احتمال داد که راه اندازی این تلویزیون باعث تنش دیپلماتیک بین تهران و لندن شود.

گفته شده که یکی از دست اندرکاران اصلی راه اندازی این تلویزیون، بهروز آفاق بوده است. وی بهایی است و به همراه کسانی چون صادق صبا، عنایت فانی، شهریار رادپور، باقر معین و لطفعلی خنجی در رادیو “بی بی سی” سابقه ی خبرنگاری دارد.

تلویزیون “بی بی سی ” فارسی با اتکا به تجربه دیرپای رادیو “بی بی سی” در تهیه و تولید خبر و تحلیل بسیار حرفه ای عمل می کند. خبرها و تحلیل های این رسانه کوتاه، دقیق و بدون حاشیه پردازی و ابهام است زیرا از مخاطب خود توقع فکر کردن ندارد و تنها می خواهد که بیننده هر آنچه را که می بیند و می شنود بپذیرد؛ حتی به طور موقت. این « کپسول های فشرده » خبر و تحلیل به طور مداوم به مخاطب خورانده می شود و هریک بدون آنکه در پی گشودن گرهی و یا استدلال بی نقصی از وقایع و رویدادها باشند به سادگی حامل مضامینی هستند که در میان مدت و در درازمدت به ذهنیت مخاطب شکل مطلوب و مورد نظر برنامه سازان و مدیران جنگ تبلیغاتی را تحمیل می کنند.

تمام گویندگان این تلویزیون علاوه بر جذابیت بصری، در لحن و گفتار بسیار با اعتماد به نفس صحبت می کنند تا مخاطب خود را که مشتاق و تشنه ی شنیدن خبر و نظر است تحت تأثیر قرار دهند. همچنین در ارایه خبرها و تحلیل ها از شخصیت های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخل کشور استفاده ی هدفمند می شود و جملات آنها تقطیع و در لابه لای خبر و یا تفسیر تعبیه شده و به مخاطب چنین القا می شود که آنچه تلویزیون “بی بی سی” پخش می کند در واقع نظرات فلان شخصیت است و نه نظر “بی بی سی” که وابسته به دولت بریتانیاست! این ترفندهای ساده برای این رسانه بسیار کار ساز بوده به طوری که مخاطبان آن نسبت به رسانه ای مشابه مانند تلویزیون صدای آمریکا بیشتر است. رادیو “بی بی سی” و شبکه تلویزیونی فارسی آن از دانش روانی برای تنفیذ برنامه های خود استفاده می کنند و با کمک کارشناسانی که معمولا بومی ایران هستند نقاط کور جامعه را شناسایی کرده و کار تبلیغاتی و رسانه ای خود را با تمرکز بر آن نقاط اجرا می کنند.

چه رادیو “بی بی سی” و چه تلویزیون تازه پای فارسی زبان آن همچون رسانه های مشابه در اردوگاه دشمنان انقلاب و نظام اسلامی ایران، بدون محابا به ارکان نظام حمله کرده و با استفاده از نظرات طیف نسبتا گسترده ای از مخالفان داخل و خارج کشور، تلاش می کند چهره ای مخدوش از انقلاب اسلامی وجمهوری اسلامی ارایه نماید. در برنامه های این تلویزیون از چهره های طیف چپ اپوزیسیون خارج نشین ( همچون فرخ نگهدار ) تا طیف راست طفیلی داخل ( همچون ابراهیم یزدی ) برای اظهار نظر علیه جمهوری اسلامی و بویژه ولایت فقیه استفاده شده است. هدف از این ضف آرایی چپ و راست در کنار هم علیه جمهوری اسلامی، آن است که اولا به مخاطب القا شود که انقلاب اسلامی مدتها پیش شکست خورده و تمام شده و در ثانی جمهوری اسلامی که نتیجه آن انقلاب بوده نظامی ناکارامد و محکوم به شکست است که با زور و تهدید بر سرکار باقی مانده و به زودی ساقط خواهد شد.

این رسانه از حمله مستقیم به اسلام و دیانت مردم پرهیز کرده و به جای آن به تبلیغ لزوم جدایی دین از سیاست می پردازد که تقریبا در پس زمینه تمام برنامه هایش تعبیه شده است. این تلویزیون همچنین تصویری وارونه از خواسته ها وتمایلا ت مردم جامعه ارایه می کند که در واقع تصویری از جامعه غربی است. مهمترین موضوع مورد توجه این رسانه در دوره ی مورد بررسی، موضوع انتخابات ریاست جمهوری دهم و وقایع بعد از آن بود.

این تلویزیون به صراحت از اغتشاشات دفاع کرده و به شدت به تبلیغ آن پرداخته و برای تداوم تحرکات آشوب طلبانه فعالیت رسانه ای خود را حتی به ایجاد پایگاه اینترنتی ارتباط با آشوبگران و مردم ایران مبادرت نمود


منبع: جهان
به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Tumblr
  • Twitter
 

نظر دهید

لازم است

لازم است، نمایش داده نمی‌شود

ویژه
حمایت
تریبون مستضعفین